تبليغاتX
!يكي از جنس فرشـــــته ها
!يكي از جنس فرشـــــته ها

آهستــــــــــــــــه شتاب کن!

سنگ کاغـــــــذ قیچی


اصلا چه فرقی میکند ...


وقتی تـــــو


آخــــــــرش با پنبـه سر می بر ی ؟!

نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1390ساعت 3:9 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

آنهائی که خوابند، خوابند؛

 

نمی دانم با آنهائی که خود را به خواب زده اند چه باید کرد؟!

 

نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1390ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

کاش می شد که شعار؛

جای خود را به شعور می داد؛

تا چراغی گردد دست اندیشه مان ...

نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1390ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

تا حالا به این فکر کردین؛

با اینکه سگ به وفاداری معروفه؛

اما چرا میگن مثل "سگ پشیمون میشی"؟

چون ته وفاداری پشیمونیه ...


نوشته شده در شنبه 8 بهمن1390ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

وقتی سگ ها در بیابان از گرگ ها رشوه می گیرند؛

و مترسک ها در مزارع با کلاغ تبانی می کنند؛

از وفا داری آدم ها چه انتظاریست ...؟!

 

نوشته شده در جمعه 7 بهمن1390ساعت 4:44 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

مراقب باشید!

بعضی ها در حالی که هندوانه زیر بغلتان می گذارند؛

پوست موز هم زیر پایتان می اندازند ...!

نوشته شده در جمعه 7 بهمن1390ساعت 4:39 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

این روزها به جای «شرافت» از انسان ها؛ فقط «شر» و «آفت»

می بینی ...!

نوشته شده در جمعه 7 بهمن1390ساعت 4:37 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

تولد انسان روشن شدن کبریتی است؛

و مرگش خاموشی آن ...!

بنگر در این فاصله چه کردی؟!!

گرما بخشیدی ...؟!

یا سوزاندی ...؟!!

نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 10:31 قبل از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

اگه دیدی دیوار دانشگاه بلندتر از دیوار زندانه بدون که نگهداری


ازفکرها خیلی سخت تر از نگهداری از جرم هاست.


آدمی می تواند خود را بکشد، اما نمی تواند تصمیم بگیرد که

نفهمد ...

نوشته شده در شنبه 1 بهمن1390ساعت 10:49 قبل از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

هوا گرفته بود باران می بارید، کودکی آهسته گفت :

خدایا گریه نکن درست میشه ...!


نوشته شده در شنبه 1 بهمن1390ساعت 10:47 قبل از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

در سقوط هم می توان باشکوه، سهمگین و پرصلابت بود؛

این را آبشار می گفت ...

نوشته شده در دوشنبه 26 دی1390ساعت 12:31 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

به آسمان نگاه کن و شکرگذار باش

شکر گذار لحظه ای که بی دریغ می بارد

و با خود

زندگی را به ارمغان می آورد

و تو دائم از گلی شدن لباست غر میزنی!

خدایا ما بندگانت چقدر تنگ نظریم که به جای شکر گذاری

دائماٌ در حال غرولندیم!.!


نوشته شده در شنبه 24 دی1390ساعت 9:46 قبل از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

شیرین بهانه بود؛

فرهاد تیشه می زد؛

تا باور نکند صدای ِ مردمانی را که در گوشش می خواندند :

دوستت ندارد ...!

نوشته شده در جمعه 23 دی1390ساعت 5:7 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

 

تمام تاریخ عبارتست از

جنگ دو سرباز كه همدیگر را نمى شناسند

و می جنگند

براى دو نفر كه همدیگر را مى شناسند و نمى جنگند!

نوشته شده در سه شنبه 20 دی1390ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |


میخواهی تکراری نباشی؟

باران باش

هیچکس به باران عادت نکرده است.

وقتی باران میباردهمه خیس میشویم...

نوشته شده در چهارشنبه 14 دی1390ساعت 7:6 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

پدر؛

او با من است؛

همیشه و همه جا؛

و من در آرزوی روزی که او؛

دستان ناتوانم را بگیرد؛

درست مثل کودکی ام ...

نوشته شده در چهارشنبه 14 دی1390ساعت 1:4 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

درمقابل سختیها همچون جزیره اى باش که دریا هم با تمام

عظمت وقدرت نمى تواند سر او را زیر آب کند.!

نوشته شده در سه شنبه 13 دی1390ساعت 1:32 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

من نمیگویم هرگز نباید در یک نگاه عاشق شد اما اعتقاد دارم

باید برای بار دوم هم نگاه کرد ...


* ویکتورهوگو*

نوشته شده در سه شنبه 13 دی1390ساعت 1:28 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

اگه کفشت پاتو می زد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه

نشدی و درد رو به پات تحمیل کردی دیگه در مورد آزادی

شعار نده .

*آلبرکامو*

نوشته شده در دوشنبه 12 دی1390ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور

و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان . . .

نوشته شده در دوشنبه 12 دی1390ساعت 9:55 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

 یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر

حسرتش را،

کلماتی مثل : بابا، مامان، پدربزرگ …


* آلبرت انیشتین*

نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت 7:57 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

خیلی اوقات ، آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار

می کند که در خودش وجود دارد ...


- دکتر شریعتی-

نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت 7:56 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

تمامی مزرعه؛

کافر صدایش می زدند؛

گل آفتابگردان کوچکی را که؛

عاشق باران شده بود ...!

نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت 7:53 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

مجنون؛

همیشه مرد نیست؛

گاهی؛

مجنون؛

دخترکی تنهاست؛

که زمانی لیلی کسی بود ...!

نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت 7:51 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

با تمام وجود گناه کردم و در تکرار آن اصرار؛

اما! نه نعمتش را از من گرفت، نه گناهانم را فاش کرد؛

اگر اطاعتش را کنم چه می کند ...؟

«دکتر علی شریعتی»

نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت 7:48 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

شده‌ام خارپشتی که تیغ‌‌هایش؛

دنیای امنی برایش ساخته؛

اما؛

حسرت نوازشی را

بر دلش گذاشته است ...

نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

در هر 3 ثانیه یکی تو دنیا می میره ...

3,2,1 الان یکی مرد!!!

یادت باشه یکی از این سه ثانیه ها سهم ماست !!!

پس قبل از اینکه به 3 برسیم قدر نعمت زندگی رو بدونیم

و برای زندگی ابدی توشه بیندوزیم ...

یک ... دو ... سه ...

نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

خدایا میوه کدامین درخت باغت را بخورم که از زمین رانده شوم؟!

نوشته شده در پنجشنبه 1 دی1390ساعت 7:19 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

اگر حس روییدن در تو باشد، حتی در کویر هم رشد خواهی کرد.

"دکتر شریعتی"

نوشته شده در پنجشنبه 1 دی1390ساعت 7:0 بعد از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |

شانزلیزه باشد یا سنگفرش

همین قدم زدن با تو

کافیست برای خوشبختی!

نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1390ساعت 0:20 قبل از ظهر توسط صبـــــــــا خانوووم |



كد قالب جديد قالب زمستاني آدم برفي


?